غلامعلى صفايى
262
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
استعمال اين مثال نيز قبيح شمرده شده است به خلاف مواردى كه در اين مثال يك خلاف اصل بيشتر نمىباشد ، مانند : « سير عليه طويلا » كه يك خلاف اصل دارد و آن حذف مفعول مطلق « سيرا » است و شايان ذكر كه « عليه » در اين مثال نائب فاعل است . و مانند « سير عليه سير طويل » يا « سير عليه زمن طويل » كه تنها يك خلاف اصل دارد و آن تعلق فعل « سير » به اسم حدث و اسم زمان است . ثالثها : سومين احتمال درباره « ما » در آيهء شريفهء « قليلا ما يؤمنون » اين است كه « ما » حرفيه مصدريه باشد و « ما » و صلهء آن « يؤمنون » تأويل به مصدر بوده و در محل رفع و فاعل براى براى « قليلا » مىباشد و « قليلا » حال از معمول فعلى است كه هردو محذوف مىباشند كه آيهء قبل دلالت برآن فعل و آن معمول مىكند و آيه در اصل اين گونه بوده است : « لعنهم اللّه فأخروا قليلا ايمانهم » . كه « قليلا » حال از ضمير فاعلى در فعل « أخروا » كه اين فعل و فاعل به قرينه آيه قبل از آن حذف شده است زيرا وقتى خداوند گروهى را لعنت كند حتما آنان در ايمان آوردن عقب مىافتند ابن حاجب اين تركيب را اجازه داده و معناى حاصل از آن را بر ديگر تراكيب ترجيح داده است . شايان ذكر است كه اين آيه شريفه در قرآن كريم اين گونه است : قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ ( البقرة / 88 ) كه بين فاء و « قليلا » جملهء « أخروا » در اين قول در تقدير است . و قوله تعالى : سومين آيهء شريفهاى كه در اين فصل مصنف كتاب براى تمرين بحث « ما » مطرح مىكند اين آيهء شريفه است كه حكايت كلام برادر بزرگ حضرت يوسف صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است در آن هنگام كه حضرت يوسف عزيز مصر شده بود و برادر كوچك خود را به حيلهء اتهام دزدى مىخواست نزد خود نگه دارد : قالَ كَبِيرُهُمْ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَباكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ ( يوسف / 80 ) بايد دانست كه در « ما » مذكور در « ما فرطتم » دو احتمال دارد : 1 - « ما » زائده و « من » « من قبل » متعلق به « فرطتم » باشد ، بنابراين اصل آيهء